ری بردبری در 60 ثانیه!
از دریاچه تا به حال
• ری بردبری هنوز هم زنده است. او متولد 22 اگوست 1920 است و در لس آنجلس زندگی میکند.
• اسم کامل بردبری، «ری داگلاس بردبری» است. پدرش هم «لئونارد اسپالدیگ بردبری» نام داشت. ری با استفاده از نام وسط خودش و پدرش، شخصیتی به نام «داگلاس اسپالدیگ» خلق کرده که در تعدادی از داستانهای او حضور دارند. منتقدها میگویند این داستانهاف اتوبیوگرافی خود بردبری هستند.
• بردبری دانشگاه نرفته و تحصیلات آکادمیک ندارد. او دوست داشت بازیگر سینما بشود.
• اولین داستان زندگی اش را در 12 سالگی نوشت، بعد از آن هم در نشریات محلی و دانش آموزی مینوشت تا اینکه اولین کتابش، «دریاچه» را در 21 سالگی منتشر کرد. ماجرای کتاب، یکی از خاطرات تلخ زندگیاش، یعنی غرق شدن دختر بچهای بود که در کودکیاش رخ داده بود.
• کلا ً بردبری خاطره باز است و مثلا ً بارها تعریف کرده که در سه سالگی، فیلم صامت «گوژپشت نتردام» را دیده و صحنههایش را به یاد دارد.
• دوستان صمیمی بردبری اینها هستند؛ رابرت هاین لاین (علمی– تخیلی نویس معروف و خالق «جنگاوران اختر ناو»)، لی براکت (سناریست فیلمهای هوارد هاکس) و ری هاری هاوسن (خالق جلوههای ویژه فیلم معروف «کینگ کنگ»).
• قهرمان کودکی اش «تارزان» بوده.
• بردبری تا حالا 35 کتاب و 600 داستان کوتاه نوشته که در آنها همه جور کتابی، از شعر و مقاله و آموزش داستان نویسی تا داستان کودکان پیدا میشود.
• او عادت داشت هر روز حداقل ده صفحه بنویسد.
• تا به حال 20 فیلم و سریال از روی آثار بردبری ساخته شده که معروفترینشان «فارنهایت 451» اثر کارگردان معروف فرانسوی، فرانسوا تروفو در 1966 است. ظاهرا ً فرانک دارابونت (خالق «مسیر سبز») هم به تازگی کار ساخت یک اقتباس جدید از این رمان را شروع کرده.
• خود برد بری هم سابقه فیلمنامه نویسی دارد و از جمله فیلمنامه اثر معروف جان هیوستن، یعنی «موبی دیک» را از روی رمان هرمان ملویل نوشت که نامزد دریافت اسکار هم شد. او 60 فیلمنامه دیگر هم نوشته.
• سیارک 9766 منظومه شمسی، به نام او نامگذاری شده.
• او یک شکایت پر سرو صدا از مایکل مور (مستند ساز چاق ضد بوش) هم داشت که سر اسمگذاری مستند «فارنهایت 11/9» مور بود. بردبری معتقد بود که مور اسم مستندش را از روی اسم رمان معروف او، یعنی «فارنهایت 451» دزدیده.
• بر خلاف آثار بردبری، تکنولوژی در زندگی او هیچ نقشی ندارد. او هرگز رانندگی نمیکند و تا همین اواخر و قبل از زمینگیر شدن با دوچرخه این طرف و آن طرف میرفت. از پرواز با هواپیما میترسد و از کامپیوتر استفاده نمیکند و از بیل گیتس بدش میآید.


