پشت پرده برنامه نود!
پس از این که محمد مایلی کهن شامگاه دوشنبه به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان معرفی شد، موج جدیدی از تخریبها علیه وی از سوی حامیان دیگر گزینههای هدایت تیم ملی آغاز شد.
موج جدیدی از تخریبها علیه وی از سوی حامیان دیگر گزینههای هدایت تیم ملی آغاز شد تا فضای جامعه برای فعالیت سرمربی جدید تیم ملی مهیا نباشد.
به گزارش برنا محمد مایلی کهن که قصد نداشت در برنامه نود شرکت کند، به درخواست مهدی تاج در این برنامه حضور یافت.
محمد مایلی کهن سرمربی تازه منصوب شده تیم ملی قصد نداشت در برنامه شب گذشته نود شرکت کند و به همین دلیل تلفن همراه خود را خاموش کرده بود،اما مجری برنامه نود که قصد داشت به هر شکل که شده مایلی کهن را به برنامه اش بیاورد،دست به دامن مهدی تاج نایب رئیس فدراسیون فوتبال شد.
وقتی فردوسی پور با تلفن خاموش مایلی کهن مواجه می شود،از تاج می خواهد با منزل وی تماس بگیرد. نایب رئیس فدراسیون فوتبال از استودیوی برنامه نود با منزل مایلی کهن تماس می گیرد. فرزند سرمربی تیم ملی می گوید: “پدرم خواب است”. با اصرار تاج، مایلی کهن از رختخواب خارج شده و به برنامه نود می آید تا در یک مصاحبه پر از تنش با فردوسی پور شرکت و البته بر مجری برنامه نود که با سوالاتش قصد تخریب وی را داشت،غلبه کند.
به گزارش شبکه ایران، به فاصله چند ساعت از انتخاب محمد مایلی کهن برخی عناصر داخلی که علاقهمند به حضور افرادی چون افشین قطبی، امیر قلعه نویی، فلیپ تروسیه و حتی محمود یاوری بودند در اقدامی کاملا هدفمند با استفاده از ابزار رسانهای خود فضای حاکم بر جامعه فوتبالی را با مطالب دروغین و بی و پایه و اساس به سمت التهاب بردند تا نشان دهند انتخاب مایلی کهن یک اشتباه بزرگ از سوی فدراسیون فوتبال بوده است.
این طیف که خود را جزو دلسوزان واقعی فوتبال به مردم و مخاطبان خود معرفی میکنند با بیان این مطلب که انتخاب یک انتخاب فوتبالی نبوده است تلاش می کنند با فرافکنی، ذهن مردم را به بیراه بکشانند. در صورتی که اعضای هیات رئیسه فدراسیون فوتبال به طور شفاف اعلام کردند که محمد مایلی کهن از سوی فدراسیون انتخاب شده است.
تلاش طیف مخالف مایلی کهن برای القا این مساله به افکار عمومی که محمد مایلی کهن یک گزینه تحمیلی به فدراسیون فوتبال است از این جهت است که آنها در رسیدن به آرزو و رویایی بزرگ خود که حضور مربی دلخواه خود روی نیمکت تیم ملی بوده است ناکام بودهاند و نتوانستند پورسانتهای آنچنانی و نجومی به جیب بزنند.
امروز مخالفان مایلی کهن آگاهانه یا نا آگاهانه آب به آسیاب حریف میریزند و با تحلیلها و اخبار بی و پایه و اساس خود در رسانههای زنجیرهای برق شادی را به چشمان دیگران هدیه میکنند.
این افراد که یقین دارند به هیچ وجه نمیتواند از محمد مایلی کهن باج خواهی کنند با ترفند شایعه پراکنی و ایجاد اختلاف تلاش دارند هواداران تیم ملی را در برابر سرمربی جدید تیم ملی قرار دهند تا از این طریق به هدف خود که تخریب مایلی کهن است دسترسی پیدا کنند.
طرح این مطالب که” فدراسیون فوتبال به رای مردم بی احترامی می کند.”،” گزینه مردم افشین قطبی بود، اما محمد مایلی کهن انتخاب شد.”،” پشیمان از حیا کن گفتنها به علی دایی” نشان دهنده این واقعیت است که سران این جریان هیچ علاقهای به موفقیت تیم ملی و فوتبال ملیِ ندارند چرا که اگر غیر از این بود در این مقطع حساس به جای پرداختن به مسائل و منافع شخصی به موفقیت تیم ملی می فکر میکردند و مسیر موفقیت را برای محمد مایلی کهن فراهم میکردند.
در هیچ محکمهای مرسوم نیست تا جرمی ثابت نشده فردی مجازات شود اما امروز در فوتبال ایران آن دسته از افرادی که گزینه پیشنهادی آنها به نیمکت تیم ملی نرسیده کمر به قتل محمد مایلی کهن بستهاند و قبل از این که محمد مایلی کهن کار را در دست بگیرد اقدام به مجازات وی کردهاند تا وی از کار برکنار شود.
به راستی اگر امیر قلعه نویی، افشین قطبی، محمود یاوری و فلیپ تروسیه به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب میشدند چه تضمینی برای موفقیت وجود داشت که حالا با انتخاب محمد مایلی کهن آن تضمین دیگر وجود ندارد.
تمام گزینههایی که فدراسیون در جمع کاندیداهایی هدایت تیم ملی قرار داده بود ناکامیهای بزرگی در کارنامه خود به همراه داشتند اما این دلیل نمیشود که ناکام دیروز پیروز امروز نباشد.


