< Browse > Home / فرهنگ و هنر / Blog article: من مى‌جنگم… تو بخند!

من مى‌جنگم… تو بخند!

آوریل 13th, 2009 | 0 نظر | موضوع فرهنگ و هنر

من مى‌جنگم... تو بخند!

مهم‌ترین مطلب در مورد «اخراجی‌ها 2» یادآوری این موضوع است كه سینمای ورشكسته ما به این فیلم احتیاج دارد. مردم ما نیز به خندیدن احتیاج دارند. پس لازم نیست نگارنده ژست منتقد به خود بگیرد و فیلم را به خاطر قصه سرهم‌بندی شده یا كارگردانی ضعیف یا در موارد خفیف‌تری مثل راكورد نداشتن بین پلان‌ها بكوبد.

ده نمكی عقایدی را كه سال‌ها با پافشاری از آنها دفاع می‌كرد، در اخراجی‌ها 2 كمی تعدیل و با آنها شوخی می‌كند تا ما بخندیم. خدا خیرش بدهد.
محكم‌ترین و خوش‌ساخت‌ترین سكانس فیلم كه غافلگیرانه هم به نظر می‌رسد، سكانس ابتدایی فیلم، سكانس جنگ در خط مقدم و اسیر شدن رزمنده‌ها انصافا خوب از آب درآمده كه نشان می‌دهد ده‌نمكی می‌تواند در مواقع لزوم خیلی جدی باشد (كه می‌دانیم هست)‌.
سكانس معرفی داخل هواپیما با تصویر بسته شیلا خداداد شروع می‌شود. لنزهای چشمی‌اش بدجوری توی ذوق می‌زد و نوید یك دروغ بزرگ را می‌داد! لحن فیلم مشخص نیست و از شلختگی در متن رنج می برد.
بداهه‌ها بخصوص در مورد جواد رضویان، گاهیش از كنترل ده نمكی خارج شده… آیا فیلم اساسا یك كمدی درباره جنگ است؟ اگر این‌طور است پس چرا بیننده‌ها باید سوختن مجروحان جنگی را در آن بیمارستان صحرایی ببینند كه دلخراش می‌نماید؟… چرا باید یك نفر شعارهای مهم و عقیدتی بدهد (فرمانده)‌ و بقیه بی‌اعتنا به او كار خودشان را بكنند؟ از شخصیت‌پردازی كه اصلا نپرسید.
هیچ شخصیت كاملی در فیلم وجود ندارد. همه تیپ هستند. ده نمكی آنقدر شخصیت‌ وارد این فیلم كرده كه نمی‌توانسته به همه‌شان بپردازد و پرورش‌شان بدهد. فقط می‌توانم از رسول (حسام نواب صفوی)‌ به عنوان كسی كه لااقل سعی می‌كند با شخصیت باشد، یاد كنم.
ده‌نمكی در این فیلم هم با بحث‌های عقیدتی بازی به راه‌ می‌اندازد و انصافا خوب و رو هم بازی می‌كند. اگر بخواهم یك نمای كلی از فیلم بدهم، این‌گونه می‌‌نویسم: یك آدم بزرگسال را در نظر بگیرید كه در جمعی نشسته و قصد دارد حرف‌های اساسی درباره جامعه و زندگی و ایده‌آل‌ها بزند… حالا یك پسر بچه را تصور كنید كه كنار او نشسته، مدام آدم بزرگسال ما را قلقلك می‌دهد و می‌خنداند… جماعت هم به این  صحنه ها می‌خندند  همین!
سكانس گروگانگیری خیلی سرسری پرداخت شده. شخصیت‌های گروگانگیر به دلقك‌هایی دست و پا چلفتی شبیه‌اند. هیچ‌كس از آنها نمی‌ترسد و اگر هم می‌ترسند به دستور كارگردان است، (ترس دستوری)‌. دو نیمه فیلم، منظورم هواپیما ربایی واردوگاه اسرا به هم نمی‌چسبد و هركدام سعی دارد با تكیه بر بازیگرها، خنده بیشتری از تماشاگر بگیرد، اما انصافا سكانس‌های اردوگاه اسرا بهتر از آب در آمده است.
ده نمكی باز هم جنگ عقیده‌ها را پیش می‌كشد، همه را به جان هم می‌ا‌ندازد و در آخر با یك سرود ملی، سروته همه چیز را هم می‌آورد. از سكانس سرشماری اسرا و بخصوص قضیه عموزنجیرباف لذت بردم. سكانس مسابقه فوتبال بین ایران و عراق نیز خوب از آب درآمده است.
این‌كه مردم برای دیدن یك فیلم صف می‌بندند،خوشحال كننده است و این‌كه مردم در سالن می‌خندند و راضی از سالن خارج می‌شوند نیز باعث امیدواری است.
می‌دانم كه ده‌نمكی كلی جنگیده تا این فیلم را بسازد. احتمالا با ممیزی و ارشاد هم مشكل داشته (شاید هم نداشته)‌ اما از ده‌نمكی لااقل برای این‌كه فیلمی ساخته كه رونق را به سینما تزریق می‌كند، باید تشكر كرد. ده‌نمكی و خیلی‌های دیگر جنگیده‌اند تا ما بخندیم…!

منبع:jamejamonline.ir

نظر بدهید 116 بازدید, 1 برای امروز |
برچسب:

مطالب مرتبط


درگاه اطلاعات و خدمات ایران و مالزی