< Browse > Home / گزارش و مصاحبه / Blog article: گفت‌وگویی منتشر نشده با قیصر امین‌پور

گفت‌وگویی منتشر نشده با قیصر امین‌پور

آوریل 19th, 2009 | 0 نظر | موضوع گزارش و مصاحبه

قیصر امین پور

بیست و پنجم فروردین ماه در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان کتابی با نام “ساعت 25 “رونمایی شد و جایزه انجمن فرهنگی ادبی باکو را از آن خود کرد

در این کتاب که محمدرضا اسدزاده نویسنده آن است، گفت‌وگویی منتشر نشده با قیصر امین پور چاپ شده است. نویسنده در مقدمه‏اش آورده است: “اجازه داد تا حرف هایش را ضبط کنم. اگرچه خواست تا در رسانه‏ها منعکس نشود. گفت و گوی کوتاهی بود. نکات پر مغز و اشارات ظریف استاد، مرا بر آن داشته تا این متن منتشر نشده را، برای آغازی نیکو در این دفتر بگنجانم. روحش شاد ویادش گرامی باد.”

استاد! مخاطب مجموعه شعر را چگونه می توان شناخت؟

شعر مخاطب خودش را پیدا می کند. تعداد مخاطبان را نمی‌توان مشخصا دریافت ولی می‌توان با توجه به شمارگان کتاب ها تا حدودی به این مطلب پی برد که چه تعداد کتاب به دست مخاطبان می‌رسد.

کارهای زیاد جوان ها را که در زمینه‌ی انتشار مجموعه‌های شعر انجام می‌شود چگونه می بینید؟

فعالیت های خوبی در حال انجام است. هر چند مرحله‌ی گذار را طی می‌کنیم و نباید انتظار زیادی داشت و به دنبال آثار پخته بود. شتاب تحولات رو به فزونی است و با تغییر نسل‌ها و سبک ها، با تغییرات زیادی روبرو هستیم که نمی‌توان در کوتاه مدت نتیجه‌ی این تحولات را دید.

با توجه به اینکه ما غول های ادبیاتی بزرگی نظیر حافظ و سعدی و مولانا و… داریم، فکر نمی‌کنید متوقع بودن از آثار جدید امری بدیهی است؟

همه کسانی که وارد عرصه فرهنگی و ادبی می‌شوند باید امکان تجربه و آزمون و خطا را داشته باشند. نباید فریب بخوریم و عجله کنیم و انتظار شاهکارهای هنری را در کوتاه مدت داشته باشیم. درست است، ما بزرگانی داریم که هر کدام‌شان برای یک ملت کافی است اما باید توجه کنیم که با گذشت چهار الی پنج قرن، کارهای اساسی در این عرصه صورت گرفت. بزرگانی نظیر سعدی، حافظ و مولانا و غیره در قرن شش و هفت و هشت هجری ظهور کردند. کارهای این نسل هم شاید در آینده نتیجه درخشانی داشته باشد که نسل‌های بعد ببینند.

به نظر می رسد با وجود انتشار آثار خوب در دهه های گذشته، ادبیات ما با بحران مخاطب روبروست. به نظر شما چه دلیلی دارد؟

بله .در این روزگار مخاطب زیادی برای آثار خوب پیدا نمی‌شود. می گویند کتاب و ادبیات و فرهنگ ما، مشکل کم خوانی داریم. اما به نظرم مشکل فرهنگ ماکم خونی است.

شما چرا اینقدر در حرف زدن وسواس دارید و در این سال ها از ابراز نظر خودداری کرده اید؟

راستش در این سالیان یاد گرفته‌‌ام که درباره چیزهایی که نمی‌دانم حرف نزنم. درباره‌ چیزهایی که کم می‌دانم، کم حرف بزنم و درباره چیزهایی که فکر می‌کنم می‌دانم، گزیده گویی کنم.

فکر نمی کنید کنار کشیدن امثال شما از عرصه مدیریت فرهنگی ، به نوعی صدمه به نسل نو بود؟

من کنار نکشیدم، سکوت کردم و در این سکوت همه این سال ها در مجله سروش نوجوان حاضر بودم و حالا خوشحالم که این همه از جوان ها و نوجوان هایی همان جا پرورش یافتند.

چرا سکوت کردید؟

لازم بود. گاهی سکوت از سخن موثرتر است.

خودتان خواستید یا نگذاشتند؟ سال های دهه شصت شما در متن بودید. چه شد به حاشیه رفتید؟

بگذریم. گفتنش دردی را دوا نمی کند.

استاد ! تقاضا دارم گزیده بفرمایید.

گزیده اش این است که نه خواستند و نه گذاشتند. هر چه هم که توانستند چوب لای چرخ کارهای ما کردند. اما شما نسل جدید خوب می فهمید. همه چیز را و این برای آینده مفید است. دیگر از این بحث ها بگذریم….

نظر بدهید 105 بازدید, 1 برای امروز |

مطالب دیگر


درگاه اطلاعات و خدمات ایران و مالزی