< Browse > Home / متن و ترجمه / Blog article: خط مرزی با ترجمه فارسی

خط مرزی با ترجمه فارسی

فوریه 24th, 2009 | 0 نظر | موضوع متن و ترجمه

 

Chris De Burgh - Borderline

 

I’m standing in the station
در ایستگاه قطار ایستادم

I am waiting for a train
منتظر رسیدن قطارم

To take me to the border
تا من رو به لب مرز ببره

And my loved one far away
جایی که تنها عشقم در زندگی اونجا منتظرم ایستاده

I watched a bunch of soldiers heading for the war
تعداد زیادی سرباز رو می بینم که برای جنگ به خط شدن

I could hardly even bear to see them go
به سختی می تونستم رفتنشون رو تحمل کنم

Rolling through the countryside
به طرف حومه شهر در حرکت بودیم

Tears are in my eyes
چشمام پر از اشک شده بودن

We’re coming to the borderline
داشتیم به مرز می رسیدیم

I’m ready with my lies
دروغهایی که باید بهش بگم رو آماده کردم

And in the early morning rain, I see her there
و در آن باران صبحگاهی، اون رو اونجا دیدم

And I know I’ll have to say goodbye again
و میدونستم که باید دوباره بهش بگم "خدا نگهدار!"

And it’s breaking my heart, I know what I must do
و این کار داره قلبم رو میشکنه، میدونم چیکار باید انجام بدم

I hear my country call me, but I want to be with you
میشنوم که کشورم من را (برای دفاع از خودش) صدا می زنه، اما من میخوام با تو باشم

I’m taking my side, one of us will lose
خوب من به خودم حق میدم، میدونم یکی از ما شکست خواهیم خورد

Don’t let go, I want to know
نرو! میخوام بدونم

That you will wait for me until the day
که تو منتظرم خواهی موند تا روزی که

There’s no borderline, no borderline
هیچ مرزی وجود نداشته باشه، هیچ مرزی

Walking past the border guards
گارد مرزی رو رد می کنم

Reaching for her hand
دستاش رو در دستام گرفتم

Showing no emotion
ولی هیچ احساسی نشون ندادیم

I want to break into a run
دوست داشتم پا به فرار بذارم

But these are only boys, and I will never know
ولی اینا یه مشت بچه هستن، و هرگز نخواهم فهمید

How men can see the wisdom in a war
چطور مردم جنگیدن رو عاقلانه میبینن؟!

And it’s breaking my heart, I know what I must do
و این کار داره قلبم رو میشکنه، میدونم چیکار باید انجام بدم

I hear my country call me, but I want to be with you
میشنوم که کشورم من را (برای دفاع از خودش) صدا می زنه، اما من میخوام با تو باشم

I’m taking my side, one of us will lose
خوب من به خودم حق میدم، میدونم یکی از ما  شکست خواهیم خورد

Don’t let go, I want to know
نرو! میخوام بدونم

That you will wait for me until the day
که تو منتظرم خواهی موند تا روزی که

There’s no borderline, no borderline
هیچ مرزی وجود نداشته باشه، هیچ مرزی

No borderline, no borderline
هیچ مرزی، هیچ مرزی

 

Chris De Burgh – Borderline

نظر بدهید 261 بازدید, 1 برای امروز |

مطالب دیگر


درگاه اطلاعات و خدمات ایران و مالزی